سلطان صدا
خوبید؟ چه می کنید؟ با ۱۴ چی کار می کنید؟ من که خیلی خوشم اومد(ماجده خانم اینم آپ واسه البوم) آقا خیلی با حال بود دیگه سزامه این تنهایی سزامه... دارم گوش می کنم مثل اهنگ یه بنده خداییه گفتن اسمشو نگیم آخه غیره مجازه خودمو به خنده می زنم.... ااااااااااااااا قاطی شد این حمیده حالا اینارو ولش کنید همین الان برید ۴ تا سجده ی شکر به جا بیارید واسه چی؟ واسه اینکه منو دارید!!! واسه اینکه ۴ سال پیش نزدیک بود به قول رشید پور بی خواننده شیم چراااااا؟ چون چ چسبیده به را بخونید می فهمید... این که ما هنوز صدای لهراسبی رو میشنویم لطف خداست چرا که او ۴ سال پیش از حادثه ای هولناک جان سالم به در برد.لهراسبی مشغول راندن مزدا ۳۲۳ خود در اتوبان بود و از کرج به تهران می امد.ساعت حدود سه بعد از ظهر بود که به خوابی عمیق فرو رفت می گوید:خیلی از راننده ها ممکن است پشت فرمان چرتشان بگیرد یا خواب الود شوند اما من خوابم برد و خواب هم دیدم یا بیشتر بود(مثل خواب اصحاب کهفه فکر می کنه ۱۰ ثانیه بوده یه ربع خوابیده) واقعا لطف خدا بود ،چون مسیری که من در خواب رانندگی می کردم(می خواست بگه دست فرمونم خوبه)کاملا مستقیم بود و پیچی نداشت و قاعدتا من باید در ان لحظات با چند اتومبیل تصادف می کردم که حتما جانم را از دست می دادم.(خدا نکنه،دور از جان مبارک) لهراسبی تعریف می کند که وقتی از خواب بیدار شده حسابی ترسیده است:وقتی بیدار شدم انقدر ترسیده بودم که نتوانستم رانندگی کنم.ماشین را کنار اتوبان متوقف کردم.(من اگه بودم بعد از بیدار شدن از ترس می مردم)از ان به بعد هر وقت خوابم می گیرد می زنم کنار و می خوابم(می گم نوبره)واقعا هر وقت یاد ان لحظات می افتم تنم می لرزد.خدا خیلی به من رحم کرد. لهراسبی به این نتیجه رسیده که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است و به همه توصیه می کند اگر خوابشان می اید راحت بزنند کنار و بخوابند چون همیشه روزگار با انها کنار نمی اید. زحمت این عکسو مریم جون کشیده حالشو ببرید من دیگه برم سجده یادتون نره بابای چطورید؟ من که دیگه فسیل شدم این آلبوم نیومد دیگه باید بریم معتاد شیم شاید کسی به دادمون برسه راستی الان آقای لهراسبی اجرا دارن براشون آرزوی موفقیت دارم خوش به حال اونایی که اون جا هستن بگذریم... بچه ها من سر قولم برای گذاشتن اون آهنگا هستم منتهی من دیگه خسته شدم مشکل سایت آپلوده شما اگه یه خوبشو سراغ دارید معرفی کنید خوب حالا بریم سراغ مصاحبه: شیک پوشید یا قربانی مارک؟ به بهانه ی گفتن از مد و تفاوتش با فرهنگ پوشش،برای گفتن از هارمونی و ست کردن لباس ها به سراغ دو شریک شیک پوش رفتیم،دو شریکی که خود،کار در عرصه ی لباس را تجربه می کنند از پوشش جوان ارانی گفتیم و به نقد مارک زدگی رسیدیم.محمد سلوکی و علی لهراسبی مهمان ویژه گپ و گفت چهره ی این شماره ی همشهری خانواده بودند. فقط قسمت هایی رو که مربوط به آقای لهراسبی هستش رو گذاشتم. از علاقه کلید خورد جالب است بدانیم چرا کار در عرصه ی پوشاک را انتخاب کردند.هردو از علاقه مندی به پوشاک رسمی و شیک می گویند.از اینکه شغلشان با پوشاک مرتبط است و به خاطر اجراهایی که دارند باید با فرهنگ پوشش آشنا باشند.باید دید کلید همکاری از کجا خورده است. سلوکی:رشته ی تحصیلی ام مدیریت بودو شغل اولم اجرا.طرفدار شیک پوشی هستم و پایدار به رعایت هارمونی در پوشش.از این که در ایران کمپانی هایی آمدند و برند شدند،خوشحال بودم همیشه بنا به شغل اولم سعی می کردم بهترین پوشش را انتخاب کنم و البته فرهنگ پوشش ایرانی را هم رعایت کنم.به همین خاطر با علی تصمیم گرفتیم نمایندگی یکی از کمپانی های پوشاک مردانه را بگیریم. لهراسبی:پیشنهاد خوبی بود.نمی گویم در این عرصه ماهرانه جلو رفتیم اما سعی مان این بود که جز بهترین ها باشیم.کمبود برند معتبر داخلی همیشه باعث می شد طرفداران کت و شلوار و رسمی پوشان دچار مشکل شوند یا باید از برند های خارجی استفاده می کردند یا باید به خیاط مراجعه می کردند و کت و شلوار سایز خود را می دوختند چون تولید کنندگان حرفه ای پیش نمی رفتند باید قبول کرد اگر برند های داخلی حرفه ای کار کنند،دیگر کسی دنبال برند خارجی نمیرود. من هم مثل محمد که به خاطر شغلش باید در طرز پوشش دقت کند،روی پوشش حساس هستم این حساسیت باعث شد با هم به فکر نمایندگی یک برند بیفتیم. به شراکت وفادار بودیم از شراکت چند ساله شان می پرسی و از دوستی ای میشنوی که باعث اعتماد شد و در نهایت همکاری در تجارت را هدیه شان کرد. سلوکی:من و علی چند سال است که با هم دوست هستیم و این دوستی اعتماد را به هم داشت. وقتی می خاستم برای امور کاری ام شریکی بگیرم ،هیچکس بهتر از علی پیدا نکردم. لهراسبی:چند سالی می شود که با محمد تجارت های مختلف را تجربه کردیم.موفق و ناموفق چه ب ایمان سودآور بود،چه ضرر به همراه داشت.بار هم در رفاقت و کار کم نیاوردیم سعی کردیم موانع را از سر راهمان برداریم و به پیشرفت فکر کنیم.روزهایی بود که کلی مشکل سر راهمان سبز میشد و فقط با مشورت یکدیگر حلش می کردیم.جالب این جا بود که منو محمد به شراکت و رفاقت وفادار بودیم .کار تجارت همیشه با استرس همراه است و ما نگذاشتیم استرس کاری،شراکتمان را به هم بزند. دلت برای پولت بسوزد بحث، بحث تجارت است.تجارتی که به شناخت و تجربه در حیطه ی مد ختم می شود. سلوکی و لهراسبی هردو از تولید کنندگان داخلی گله مند هستند و اعتقاد دارند صنعت نساجی ایران خیلی بیشتر از آنچه هست باید باشد.نگران وضعیت پوشش فرهنگ ارانی هستند پوشش اصیل که امروز خطر فرو رفتن در مرداب مد را لمس کرده است. لهراسبی:دل سوختن هم دارد ؛فکر کنید همان هزینه ای را که می تواند خرج یک لباس شیک با طرح مورد علاقه اش کند را به اجبار خرج یک لباس با طرحی بی کیفیت میکند. بیایید قبول کنیم بیشتر لباس هایی که تولید می شود ارزش پوشیدن ندارند و معمولا بعد از دوبار شست و شو فرمش را از دست میدهد(معلومه دستش تو کاره ها) سمت کمپانی های خارجی سوق پیدا می کنیم.چرا صنعت نساجی هیچ فکری به حال تولیدات داخلی نمیکند؟!البته گاهی اینقدر خوب از کمپانی های خارجی تقلید می کنند و با دوختی معمولی و طرحی خاص آن هم با استفاده از مارک فلان کمپانی معتبر لباس ها را به بازار می دهند (این است هنر ایرانی)که خریدار متوجه نمی شود ،مثلا تولید کنندگانی که شلوار جین می دوزند آن هم با تقلید از یکی از کمپانی ها و بعد هم مارک همان کمپانی را به روی جین می زنند و به قیمت بالا می فروشند و حالا بنده ی خدا خریدار نمی داند که هزینه ی مارک را پرداخ کرده؛به این دلیل که خریدار کیفیت خوب باشد ولی با آن مبلغ بالا لباس بی کیفیت نصیبش شده است.چه کسی مسئول است؟(حالا شما حرص نخور واسه از شهرت سوء استفاده نکنیم وسوسه ی پرسیدن از اینکه هنرمند بودن چقدر در تجارت باعث پیشرفت شان شده از اول گپ و گفت همراهت است.می پرسی از شهرتی که شاید دلیل طی کردن پله های ترقی شان شده است. لهراسبی:من هم بر این باور هستم که بین کمپانی ها و افراد محبوب باید ارتباطی باشد چرا که نه؟وقتی که می شود به صنعت کمک کرد چرا این همکاری صورت نگیرد اما درست و صحیح تا در این ارتباط هم اعتمادبه فرد مشهو ر پا برجا بماند هم باعث پیشرفت تجارت شود.نه اینکه سوءاستفاده ای در این میان باشد بلکه حرفه ای پیش برود این حرفه ای بودن باعث پیشرفت هردو طرف می شود.اما باز هم تاکید اگر سوء استفاده ای از شهرت و محبوبیت افراد شود به ضر هردو طرف تمام می شود. جوان باش و خوش تیپ از تیپ و انتخابشان می پرسی از این که چرا خودشان بیشتر با لباس رسمی در جمع ظاهر می شوند.با متانت جواب سوالتان را می دهند. لهراسبی:من هم طرفدار کت های اسپورت و البته کت و شلوار هستم.یادش به خیر هر سفری که میروم یک کت جدید که می خرم به محمد زنگ می زنم و از این می گویم که این کت دیگر تک است و کلی بحث دیگر.(اسم خانوما بد در رفته)همیشه با محمد سر خرید کت و شلوار بحث می کنیم و در آخر به این نتیجه می رسیم که کت و شلوار های هردویمان خوش فرم است. (حمل بر خودستایی نباشه) عشق مارک مهم این است که بدانیم از اهالی مارک باز ها هستند یا شاخص پوشی را ترجیح می دهند.چقدر برایشان مارک مهم است. لهراسبی:بیایید خیلی واضح در این مورد صحبت کنیم.همان طور که محمد گفت(خودتون حدس بزنید چی گفت)نبود مارک و برند معتبر داخلی باعث می شود افراد به سمت مارک های جهانی سوق پیدا کنند اگر تولید کنندگان داخلی طرح های خوب به بازار بدهند لباس هایی که کیفیت عالی داشته باشند رنگ هایی که برای فرهنگ ایرانی آشنا باشد و قیمت ها هم مناسب چرا کسی باید سراغ مارک برودو قربانی مارک شود. خوش پوشی نه گران پوشی شیک پوشی این روز ها دغدغه ی بیشتر افراد شده است.ولی مشکل اینجاست که گاهی اوقات شیک پوشی با گران پوشی اشتباه گرفته می شود.پای صحبت مجری شیک پوش سیما و خواننده خوش پوش پاپ نشستیم تا بپرسیم در فرهنگ لغات این دو شریک ،شیک بودن چه معنی ای دارد. لهراسبی:من هم با نظر محمد موافقم .هرگاه ما بدانیم چه لباسی را در کجا بپوشیم یعنی این که شیک پوش هستیم.صرفا مارک پوشی به معنای خوش پوشی نیست شاید طرح و رنگ پیراهن مارکدار شما که پول زیادی هم بابتش پرداخت کرده اید اصلا مناسب چهره و اندام شما نباشد.حتی اگر رنگ شلوار مارکدار شما با طرح و رنگ پیراهن چند هزار تومانی تان ست نباشد مطمئنا شما را فرسنگ ها از شیک پوشی دور می کند.خیلی از افراد هستند که پول زیادی بابت خرید مارک خرج می کنند اما در هیچ محفل و جمعی صفت شیک پوشی را با خود به همراه نمی کشند.اگر صرفا پز مارک را بدهیم فقط یک خریدار مارک هستیم. همین لباس زیباست... چه بخواهیم و چه نخواهیم در دورانی زندگی می کنیم که افراد روی پوشش خیلی توجه می کنند.امروزه ضرب المثل «نه همین لباس زیباست نشان آدمیت»دیگر آنچنان پر رنگ نیست،بلکه در خیلی مواقع لباس زیبا به روی روابط اجتماعی تاثیر بسزایی دارد.این سوال را از شریکانی پرسیدیم که خودشان مبلغ لباس زیبا هستند. لهراسبی:در بیشتر موارد همین است.طرز پوشش در روابط فرد تاثیر گذار است. هر گاه شما فردی را کت و شلوار پوش با کفش و کیف رسمی ببینید،مطمئنا اولین حدس شما درباره ی شغل او مدیریت است.حالا اگر فردی را با لباس ساده و تازه بدون رعایت هارمونی ببینید،از او به عنوان یک فرد ساده با تحصیلات متوسط یاد می کنید،حالا شاید فرد تحصیلاتش دکترا باشد و در بالای شهر هم مطب داشته باشد ولی طرز پوشش این گونه نشان نمی دهد.این جاست که گاهی به خودمان اجازه می دهیم تا بگوییم فلان سمت به فلان کس نمی آید.طرز و انتخاب پوشش به روی روابط اجتماعی تاثیر گذار است.به قول محمد از روی پوشش می شود به راحتی می شود حدس زد فلانی چه شخصیتی دارد.مگر در موارد خاص که قضیه فرق می کند که آن هم کم پیش می آید. تو بقیه ی مصاحبه آقای لهراسبی برای کنسرت رفتن بچه ها این کنسرت کی برگزار شده که خیلیا رفتن تو این مصاحبه هم آقای لهراسبی به خاطر اجرا میرن؟کسی خبر داره بگه خوب دیگه من برم راستی چند تا عکس هست که فعلا نمی تونم بذارم ولی حتما می ذارم نظر کم می ذارید،یادتون نره بابای سلام خوبید؟ زود بریم سر اصل مطلب این روز هاصدای علی لهراسبی را روی تیتراژ سریال <<دلنوازان>> می شنویم که حسابی جا باز کرده؛خواننده ای که معمولا ترانه های غمگین می خواند و عاشقانه سلطان غم ها!!! کافیست یک ساعت توی پیاده روی یک خیابان شلوغ راه بروید تا بالاخره از اسپیکر های حداقل یکی از ماشین ها تیتراژ سریال دلنوازان را بشنوید؛<<حال من دست خودم نیست...>> این روزها صدای علی لهراسبی همه جای شهر و به خصوص در ام پی تیری پلیر های جوانان خیلی شنیده می شود،خواننده ای که هر شب با سریال دلنوازان به خانه های ما می آید و از حس تلخ نرسیدن می خواند.او این روز ها حسابی سرش شلوغ است. قطعا هم از اینکه این تیتراژ اینقدر ماندگار شده خوشحال است و انرژی اش را برای انتشار آلبوم سومش کنار گذاشته.شب ها تا دم صبح کار می کند تا توقع طرفدارانش را بی جواب نگذارد.با او از دلنوازان،آلبومش و عاشقی حرف زدیم،با همان غمی که در صدایش است. بگذریم که خودش می گوید آنقدر ها هم عاشقانه غمگین نخوانده<<من که قطعه های ریتمیک هم زیاد دارم>>! علی لهراسبی همه نوع آهنگی دارد اما در میان آنها اهنگهای ملایم و غمگین با زمینه ی عاشقانه بیش از بقیه محبوب شده و سر زبان ها افتاده.این غم، این عشق و این حال و هوا از کجا امده؟ادم غمگینی هستید؟ نه من ادم غمگینی نیستم اما مفهوم کار عاشقانه خواندم نمی تواند از غم جدا باشد البته بگذارید واژه ی بهتری را به جای غم بگذاریم؛چیزی شبیه دلتنگی یا اضطرابی دوست داشتنی یا دلهره ی شیرین.به نظرم این حس با غم فرق دارد. به نظر من کار عاشقانه خواندن نمی تواند خیلی شاد و شنگول باشد. البته موسیقی هایی به این شکل وجود دارند.من هم با انها مشکلی ندارم اما خودم با توجه به کاراکترم ترجیح می دم عاشقانه بخوانم.البته در البوم جدیدم چند تا قطعه ی ریتمیک عاشقانه هم دارم.این سوالتان را ترانه ی دلنوازان خیلی خوب جواب می دهد،می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره... . گفتید ترجیح میدهید با توجه به کاراکترتان عاشقانه بخوانید یعنی خودتان هم خیلی عاشقید؟ من فکر میکنم همه انسان ها عاشقند بعضی ها عشقشان را می شناسند و بعضی ها عشقشان را نمیشناسند خیلی ها هم به اشتباه فکر می کنند که عاشقند و به چیزی عشق میورزند که عشقشان نیست عشق،زمینی نیست.می دانید چرا؟چون وقتی عاشق یک امر فیزیکی می شوید،در نهایت به ان می رسید و وقتی از نزدیک با ان مواجه می شوید میبینید که خیلی از تصورتان کمتر است مخلوقات خدا همه الهام گرفته از عشق او هستند .پس نمشود عاشق نباشیم. حالا شما چقدر عاشقید؟ مثل اینکه میخواهید ببینید اخرش چی میشود؟!(می خندد) فکر میکنید چرا این قدر موسیقی تیتراژدلنوازان گرفت؟اصلا فکرش را می کردید؟ نمیدانم.لابد خوب بوده دیگر!دلنوازان اولین سریال جدی من بود؛برای همین همه ی سعی ام را کرم تا اشتباه نکنم.بیشترین زمان تولید این موسیقی به فکر کردن گذشت. می خواستم موسیقی خالصانه باشد.تقریبا هم هشت تا گزینه داشتم که در نهایت این دو تیتراژانتخاب شد.البته که با انها در تیتراژها کار کردم،خیلی موثر بودند حال و هوای همگی ما شبیه به هم بود.اما در مورد این که می پرسید فکرش رو می کردم بگیرد،بگذارید رک بگویم.در بین اهالی موسیقی ،جمله ای معروف است که می گوید هیچ کس نمی تواند تضمین کند کاری انجام می دهد که ردا در ایران بترکد. در مورد دلنوازان هم همین طور است.روزی که با مهران مهام-تهیه کننده-حرف زدم، خیلی نگران بود.موسیقی خیلی خوبی می خواست.من هم همه ی تلاشم را کردم و نتیجه هم خوب شد. چه شد که موسیقی این کار به شما پیشنهاد شد؟ این تیتراژ،دومین کاری بود که من با حسین سهیلی زاده انجام داده ام.بعد از پیله های پرواز مدت ها بود که منو حسین سهیلی زاده می خواستیم با هم همکاری کنیم که بالا خره دلنوازان کلید خورد.یک ماه قبل از شروع ضبط ،کار را به من سفلرش دادندو من هم کار را به آقای عبدالجبار کاکایی سفارش دادم. او هم از ترکیب دو ترانه آن را نوشت که در ادامه کار با ویرایش های مختلف همرا ه شد.موسیقی این تیتراژرو هم محسن یگانه نوشت. تنظیم کننده ی ان هم بهروز صفاریان بود و من هم ان را خواندم.تیتراژ دوم به نام <<خدایا>> هم بعد از 25 شب پخش شد که موسیقی اش حاصل کار فواد غفاری و مهدی خیر خواه و ترانه اش از پویا بیاتی بود. ترانه ای که برای این سریال خوانده شده،هدفمند بوده و مثل بعضی از ترانه های قبلی اتفاقی نیست نه؟ بله،سریال دلنوازان یک کار عاشقانه است و درباره ی اجرای ترانه ی ان با آقای سهیلی زاده کارگردان و ایرج محمدی و مهران مهام ،تهیه کنندگان کار خیلی صحبت کردیم. قرار هم بر این بود که یک کار عاشقانه اجرا کنیم اما طوری نباشد که قصه در ترانه لو برود. ضمن اینکه خیلی هم از فضای قصه دور نباشد.به هر حال به دست آوردن ترانه،موسیقی، لحن و فضایی که همه ی این فاکتور هارا داشته باشد کار سختی بود. انگار برای پخش شب اول به مشکل بر خوردید؟ در شب اول ما به میکس قطعه نرسیدیم.بعد از آن هم اتفاق تلخی برای من افتاد چون که این آهنگ با همان کیفیت در اینترنت قابل دسترسی و دانلود شد. با تمام این اوصاف من دوست دارم که مردم میکس جدید را گوش کنند. نکته ای که در کارنامه ی شما به چشم می خورد این است که به نظر جزو خواننده های پاپی هستید که تلویزیون از شما حمایت می کند نه؟ اجازه بدهید برای شما کامل در این مورد توضیح بدهم.سال 79 بود که من رفتم تلویزیون روزی که رفتم،آقای شهبازیان آنجا بودند.اتفاقا محمد اصفهانی هم انجا بود. دو تا قطعه بردم که گفتند گوش می دهیم و شما را خبر می کنیم.بعد از مدتی به من مجوز خوانندگی دادند چون فکر می کنم کار ها را خیلی تمیز خوانده بودم آن کار ها در آرشیو ماند.دو ماه بعد یک نفر به من زنگ زد که بیا و برای تیتراژ سریال کلبه ی سفید بخوان .بعد یک کلیپ به من پیشنهاد شد به اسم راز زندگی این اتفاقات خیلی به من انگیزه داد ،تا جایی که دیگر نخواندم و رفتم کلاس آواز محمد رضا صادقی بعد از یک سال پرایدم را فروختم و شروع کردم به تولید آلبوم.اولین آلبومی که ضبط کردیم ،ترانه ساز بود که دکتر چراغعلی این کار را انجام داده بود چند روز بعد محمدرضا چراغعلی به من زنگ زد و گفت آقای رسام صدای تو رو شنیده و خوشش امده و بعد تیتراژ سریال دریایی ها را که قرار بود یک نفر دیگر بخواند ،خواندم. بعد از دریایی ها هم نوبت پیله های پرواز بود. برای سریال پیل های پرواز آقای جمشید مشایخی،تهیه کننده ی کار با من صحبت کرد فکر می کنید ایشان کجا من را پیدا کردند؟(معلوم نیست کی داره از کی مصاحبه می گیره) در برنامهی زنده ی <<مهتاب>> دعوت بودم.بعد از برنامه تهیه کننده گفت که تلفن کارت دارد. منشی آقای مشایخی بود.گفت مدتی است که دنبال شما می گشتیم ولی کسی شماره ی شما را نداشت. آقای مشایخی با شما کار دارند.(فکر کنم یه لحظه قلبش در آستانه ی ایست بوده.... البته شدیدا دور از جونش) رفتیم دفتر آقای شاه محمدی .به من گفتند ما داریم سریالی می سازیم که می خواهیم تیتراژ آن را بخوانی.من صدای تو را در سریال دریایی ها خیلی دوست داشتم و همچنین حس غریب را.همین دو تا کار را هم مردم شنیده بودند.آلبوم من هم آمده بود ولی نگرفته بود آن موقع من تازه با بهروز صفاریان آشنا شده بودم.بهروز ماکتی از کار <<راز>> را به عنوان تست پیش آقای مشایخی برد که ایشان خوششان امد و گفت همین را تمام کنید. نکته همین است که کار بعدی شما هم که خیلی گرفت ،تیتراژ عبور شیشه ای بود؟ (یارو گیر داده ها)ماجرای آن ترانه که فرق داشت.محمد قنبری به من،حامی و نیما مسیحا گفت که یک برنامه ی روتین شبانه دارم.در آلبومتان یک موزیک دو دقیقه ای که به درد این برنامه بخورد دارید یا نه؟هیچ کس نیاورد.یک روز به من زنگ زد و گفت چرا کدومتان موزیک نیاوردید؟من چند شب دیگر برنامه ام شروع می شود. خودش هم نمی دانست که برنامه اش اینقدر می گیرد.آن زمان من و بهروز صفاریان از وزارت تعاون ،کاری رو سفارش گرفته بودیم اما این کار را رد کردند(حتما سلیقشون افتضاح بوده) برنامه ی شما نمی خورد؛<<بی تو بودن کار من نیست>>.گفت میشه بفرستی و گوش کنم؟ بهروز از خانه اش آژانس گرفت دو ساعت بعد زنگ زدند و به اتفاق رضا رشید پور گفتند که این خیلی خوب است.بعد هم نوبت سریال های مختلف شد.<<هویت>> را خواندم چون آهنگسازش شهاب اکبری بود و دوست داشت من بخوانم.بعد کار سریال جواد هاشمی را انجام دادم که کلی هم نقد شد.خیلی ها می گفتند چرا خواندی؟به هر حال من شاگرد جواد هاشمی بودم .این،همه اتفاقاتی است که برای من در تلویزیون افتاده .کجا به علی لهراسبی سریال روتین داده اند به غیر از دلنوازان که الان در حال پخش است؟پس خیلی هم تلویزیونی نیستم. چند وقتی حال و هوای موسیقی پاپ کشور به حالت سکون در آمده بود و به نظر می رسید انگیزه ی کار کردن در بین این اهالی از بین رفته! اینکه کسی انگیزه نداشته،اشتباه محض بوده اما تمام کسانی که من می شناسم به سرعت در حال کار کردن بودند.هیچ توقفی هم در کارشان نبود از خود من گرفته تا بقیه.این را که خروجی آلبوم ها به تاخیر افتاده قبول دارم.شما باید در شرایطی خوب و مناسب آلبوم موسیقی را به بازار بدهید امسال اتفاقاتی افتاده بود و تمام شد ؛به همین دلیل عده ای انتشار آلبوم را عقب انداخته بودند. موقعیت مردم برای پذیرش یک آلبوم تازه وارد به بازار خیلی مهم است.مردم باید بتوانند به موسیقی گوش بدهند و فراغت داشته باشند.موقعیت خواننده هم خیلی مهم است. شرایط فردی او و از همه مهم تر اینکه انتشار آلبوم او با انتشار البوم رقبایش تداخل نداشته باشد چون به این ترتیب سلیقه ی مردم تقسیم می شود. به هر حال نمی شود نشست تا شرایط ایده آل برسد. ببیند،موسیقی اعم از موسیقی پاپ و .... وقتی به گوش مردم برسد می تواند شرایطشان را عوض کند.مهم اینست که موسیقی ابتدا شنیده شود و بعد وارد مراحل بعدی شود تا تاثیر گذار باشد.اما آیا مردم ما موسیقی را در وهله ی اول می شنوند؟الان در شرایطی هستیم که مردم خیلی در شرایط شنیدن موسیقی نیستند ؛در صورتی که اگر بشنوند ،ما می تونیم کار فرهنگی-اجتماعی بکنیم و آنها را به تفکر وا داریم. این یک قضیه ی دو طرفه است.اول باید آلبوم های متنوع وارد بازار شوند تا مردم گوش بدهند.اگر چهره های موسیقی پاپ آلبوم بدهند،طبیعتا این فضا شکسته می شود و مردم موسیقی را می شنوند. بله،کاملا درست است.برای همین هم من تمام تلاشم را کردم تا آلبومم هر چه سریع تر به بازار بیاید اما اگر آلبوم من آماده بود مطمئنا در تیر ماه آلبوم را بیرون نمی دادم چون در آن روز ها مردم آمادگی شنیدن موسیقی را نداشتند. آلبومی که بالاخره می آید وسواس زیادی به خرج دادم این روز ها در مورد آلبوم جدید علی لهراسبی تا دلتان بخواهد حرف و حدیث وجود دارد؛آلبومی که با تاخیر عجیب غریبی میخواهد به بازار بیاید بعد از دریایی ها سه سال طول کشید تا مثلث را به بازار بدهید حالا مدام اخبار مختلف در مورد آلبوم جدیدتان وجود دارد اما خودش نمی آید این آلبوم خیلی طول نکشیده؟ما فکر می کنیم ممکن است دلیلش زوج شما و بهروز صفاریان که خیلی با هم وسواس روی کار دارید. در مثلث من داشتم خودم را پیدا می کردم.تاخیر در انتشار مثلث تقصیر خودم بود اما حق با شماست.جنس کار کردن با بهروز صفاریان و حساسیتی که ما داشتیم در تاخیر انتشار آلبوم جدید ،بی تاثیر نبوده.همیشه در کار کردن با بهروز صفاریان این تاخیر طبیعی است.انتخاب کار ها در این آلبوم طول کشیده.می دانید چرا؟ چون من می خواستم در این آلبوم جهشی داشته باشم .دوست داشتم جنس موزیکم را عوض کنم.برای همین این آلبوم هیچ ربطی به مثلث ندارد.این آلبوم خیلی به روز تر است و به لحاظ کلام ساده تر شده.به نظرم خیلی نزدیک به سلیقه ی مردم است اما آلبوم بعد اگر عمری باقی باشد،یک سال بعد منتشر می شود قول می دهم.(قول داد ها بچه ها شما شاهد باشید) پس قبول دارید که وسواستان زیادی بوده؟ من واقعا این وسواس را یک ایراد می دانم و دنبال برطرف کردن این اشکال هستم اعتقاد دارم که وسواس زیاد ،ممکن است حتی کیفیت را پایین بیاورد اما این بار سعی کرده ام آلبومی را تهیه کنم که با آلبوم های قبلی ام فرق بکند. تیمی که در این آلبوم با انها کار کرده اید کاملا متفاوت با آلبوم قبلیتان است؟ بله،به هر حال آلبومی متفاوت تر از قبل می خواستم.در آلبوم<<14>>بهروز صفاریان مدیریت هنری کار و تنظیم بیشتر قطعات را به عهده دارد در این آلبوم دوستان خوبم از جمله محسن یگانه،رضا صادقی،مهدی یراحی، و امیر و آرش قنادی و محمدرضا چراغعلی در آهنگسازی کمک کرده اند. البته ترانه های آلبوم کار چند تا از همین دوستان است.محسن یگانه،رضا صادقی، روزبه بمانی،عبدالجبار کاکایی ،مونا برزویی و فوژان برقیان ترانه های خیلی خوبی برای این آلبوم کنار گذاشته اند. گردنم شکست تموم شد. من برم دیگه بای سلام خوبید؟ چه خبر؟ این پست هیچ ربطی به آقای لهراسبی نداره به خودم و خودش ربط داره سوء تفاهم نشه به خودم آبجیم ربط داره امروز تولده تولد بهترین دوستم یا بهتر بگم خواهرم 24 مهر ماه خانمی تولدت مبارک نگار جونم برات بهترین آرزو هارو دارم و دعا می کنم به تمام آرزوهات برسی حالا این همه برات نوشابه باز کردم تو هم برام دعا کن آهنگ متولد ماه مهرم که خودت داری بذار گوش کن متولد ماه مهر و رو دست نداره نگار لنگشو پیدا کردی جایزه بگیر از علی،بهزاد،بهنام،بهروز و ..... کلا از خانواده ی صفاریان بقیشم که خودت می دونی اینم کیک اینم کلی بوس واسه خواهرم خوب دیگه ما بریم یکیش همون کوچه ی خاطرات معروفه آفتاب روشن و بهار در پاییز البته صدای خودشون توش نیست ولی الحق و الانصاف باید بگم این علی آقای لهراسبی کپسول استعداده آخه آهنگسازیشونم مثل خوندنشون معرکه س چه می کنه این علی لهراسبی......... حالا اگه دوست دارین بگید آهنگشو براتون بذارم شنیدن آهنگی که علی آقا ساخته باشه خالی از لطف نیست فعلا... خواننده ی خوش صدای پاپ علی لهراسبی،نسبت به تمامی خواننده های پاپ از تعداد دوستان بیشتری برخوردار است که در زیر تنها نام چند تن از آنان را درج کردیم البته علی لهراسبی با صراحت تمام نام دوستانش را اعلام کرد و گفت از آنهایی که از قلم افتادند عذر خواهی میکنم در حال حاضر تنها نام این افراد خاطرم هست،او دارای دوستان متفاوت در تمام رشته ها اعم از هنر،ورزش و... می باشد دوستان او عبارتند از:بهروز و بهنام صفاریان-تنظیم کننده و آهنگساز،دکتر چراغعلی-آهگساز،مهدی یراحی-آهنگساز،روزبه بمانی-شاعر محسن یگانه-خواننده،رضا صادقی-خواننده،شهاب اکبری-تنظیم کننده نیما مسیحا-خواننده،کامبیز دیرباز-بازیگر،مهدی سلوکی-بازیگر(همیشه محمد بودا،خواستن دل مهدی رو هم به دست بیارن)علی دایی-فوتبالیست،پژمان جمشیدی-فوتبالیست، علی انصاریان-فوتبالیست،هادی ساعی-تکواندوکار،علیرضا دبیر-کشتی گیر و... در آخر لهراسبی در مورد چگونگی گذراندن اوقات فراغتش گفت:اگر فراغتی باشه حتما بع شمال کشور میروم و یا سفر خارج از کشور و اگر در تهران ماندم وقتم را با بازی بیلیارد می گذرانم!(ما که بخیل نیستیم ولی خدا وکیلی خوش به حال علی لهراسبی) این جمله داخل پرانتز رو من نگفتما افسوس خبرنگاره خوب امید وارم خوشتون بیاد اینم یه عکس تا بعد باورت کرده بودم گفتی که واسم می میری حالا که بردی دلم رو چرا از پیشم میری گفتی شک نکن به عشقم خواستی آسوده باشم برای خوشبختی تو بهتره ازت جدا شم گریه امونم نمی ده با کسی صحبت کنم می خوام دردامو بگم اگه که فرصت کنم دلم می گه چیزی نگو خدا جوابشو میده التماسشم نکن اون داره از پیشت میره به دل می گم گریه نکن قسمت من همین بوده می خوام بدونی تو فقط قصه ی عشق همین بوده نفرین بشه عشقی رو که آخر اون جداییه خودت می دونی عزیز عشق تو بی وفاییه خوب تا این جا رو داشته باشید تا یه مطلب جدید بذارم تا بعد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(نوبره به خدا،یه پتو کم داشت)فکر می کنم حدود ده ثانیه
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پس از روی اجبار به ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
و گفتند خیلی بد است.به محمد قنبری گفتم یک کاری دارم که زیاد به ![]()
و کار را فرستاد.این دو نفر اصلا همدیگر را ندیده بودند.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
لبخند زدی و آسمان آبی شد
شب های قشنگ "مهر" مهتابی شد
پروانه پس از تولد زیبایت
تا آخر عمر،غرق بی تابی شد
مهربانترينم، تولدت مبارك![]()


ببین طلوع چشمات به دنیا چه قشنگه
نگاه شیطون تو،صمیمی و یه رنگه
صمیمی و یه رنگه، روز تولد توست
همه میگن مبارک...منم میگم عزیزم:
تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
خوبید؟
خوشید؟
خوش می گذره؟
میگم ما که نفهمیدیم این آلبوم چی شد!![]()
![]()
مثل این که قرار نیست چشممون به جمال این آلبوم روشن شه!![]()
حالا بی خیال![]()
من یه خبر خوب دارم![]()
بگید چیه!![]()
بگید دیگه![]()
خوب نگید خودم میگم![]()
شاید باورتون نشه ولی منم باورم نمیشه![]()
آخه خیلی خوشحال شدم ،خیلی غیر مترقبه بود
باشه بابا نزنید می گم![]()
تا الان فقط صدای علی آقا رو میشنیدیم![]()
الان می تونیم سبک آهنگسازیشون رو هم بشنویم
من سه تا از آهنگای علی آقا که برای کودک و نو جوان ساختن رو پیدا کردم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
خوبید؟
با مدرسه چی کار میکنید؟![]()
باز درس خوندن شروع شد![]()
من بالاخره آپیدم
خوب بریم سر اصل مطلب![]()
موضوع در مورد دوستا و اوقات فراغت آقای لهراسبیه![]()
![]()

![]()
سلام
خوبید؟![]()
این وبلاگ قراره مخصوص بهترین خواننده ی حال حاضر ما باشه
یعنی آقای علی لهراسبی![]()
امیدوارم خوشتون بیاد![]()
حالا اولشو با یه شعر عاشقونه به افتخار علی آقا شروع می کنیم![]()
| Design By : Night Skin |


